۱۴۰۵-۰۷-۲۰ دوشنبه ۰۳:۰۸
پایگاه خبری
۱۴۰۵-۰۷-۲۰ دوشنبه ۰۳:۰۸
پایگاه خبری
  • اجتماعی ▾
  • فرهنگ و هنر ▾
  • میراث تاریخی
  • علم و دانش ▾
  • اقتصاد
  • 🔴 خبر فوری

    «سگ‌مار»؛ روایتی از عشق‌های ناتمام و ترس در حاشیه کویر

    علیرضا نیاکان
    علیرضا نیاکان
    1405/07/19

     

    «سگ‌مار»؛ روایتی از عشق‌های ناتمام و ترس در حاشیه کویر

    به گزارش علیرضا نیاکان، خبرنگار پیک چاپار، جواد مزدآبادی، کارگردان تلویزیون و سینما، در تازه‌ترین اثر خود در سینمای هنر و تجربه، قصه‌ای را به تصویر کشیده که از نظر موضوع و شیوه پرداخت، کمتر با نمونه‌های مشابه آن روبه‌رو بوده‌ایم. «سگ‌مار» داستان دو مارگیر به نام‌های اعظم و مسیب است که باخبر می‌شوند جانوری خطرناک در روستایی دیده شده و مردم را چنان به وحشت انداخته است که روستا را ترک کرده‌اند.

    اعظم با بازی شیرین اسماعیلی و مسیب با بازی پیام احمدی‌نیا، زن و مردی مارگیر هستند که در گذشته تجربه‌ای عاشقانه داشته‌اند. آن‌ها به واسطه حرفه مشترک خود بار دیگر کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. «سگ‌مار» روایتی از عشق و ترس در گستره حاشیه کویر است؛ قصه‌ای که در آن، مواجهه با خطری بیرونی بهانه‌ای برای بازگشت به گذشته و زخم‌های عاطفی شخصیت‌ها می‌شود.

    فراتر از یک قصه درباره جانوری خطرناک

    فیلم «سگ‌مار» در ظاهر داستانی درباره حضور جانوری خطرناک در روستایی دورافتاده و تلاش برای یافتن و از میان برداشتن آن است؛ اما در لایه زیرین، بیش از آن‌که با روایتی صرفاً حادثه‌ای یا بومی مواجه باشیم، با فیلمی درباره ترس‌های قدیمی، عشق‌های ناتمام و آدم‌هایی روبه‌رو می‌شویم که برای مقابله با خطری بیرونی، ناچارند با زخم‌های درونی خود نیز مواجه شوند.

    بازگشت عاطفی اعظم و مسیب، برخلاف یک آشتی ساده و رمانتیک، با دلخوری، مقاومت و بگومگو همراه است. فیلم از تبدیل رابطه این دو شخصیت به عشقی کلیشه‌ای پرهیز می‌کند. نویسنده نیز تا حد زیادی توانسته است ذات خشن و گاه بی‌رحم شخصیت‌ها را در دیالوگ‌هایشان حفظ کند و از شکل‌گیری گفت‌وگوهایی تصنعی و بیش از اندازه لطیف فاصله بگیرد.

    دیالوگ‌های اعظم بیش از آن‌که بوی طراوت و سبزه‌زار بدهند، از استقامت و سرسختی او حکایت دارند. مسیب نیز، با وجود تلاش برای بازگرداندن دل معشوق قدیمی‌اش که زمانی به خاطر او زندان را تجربه کرده، در گفت‌وگوهایش همچنان شخصیتی باورپذیر و متناسب با فضای کویری فیلم باقی می‌ماند.

    کارگردان بدون تأکید افراطی بر فرم یا توضیح مستقیم گذشته شخصیت‌ها، اجازه می‌دهد تاریخچه مشترک آن‌ها از خلال رفتارها، سکوت‌ها و طعنه‌هایشان آشکار شود.

    جغرافیا؛ یکی از شخصیت‌های فیلم

    یکی از نقاط قوت «سگ‌مار»، فضاسازی آن در محیط بیابانی و روستایی است؛ جغرافیایی که به جذابیت بصری فیلم کمک می‌کند و صرفاً پس‌زمینه‌ای برای وقوع حوادث نیست. بیابان در این اثر به عنصری زنده، تهدیدآمیز و معناپرداز تبدیل می‌شود.

    گستردگی زمین‌های خشک، سکوت سنگین، گرمای فرساینده و فاصله زیاد میان آدم‌ها، حسی از بی‌پناهی و اضطراب ایجاد می‌کند. در چنین جغرافیایی، هر صدای نامعلوم، ردپا یا حرکت در دوردست می‌تواند نشانه حضور خطری باشد که دیده نمی‌شود، اما سایه‌اش بر همه‌چیز افتاده است.

    کارگردانی با بهره‌گیری از این فضا، میان واقع‌گرایی و نوعی وهم بومی حرکت می‌کند. جانور خطرناک حتی زمانی که در قاب حضور ندارد، به واسطه واکنش مردم، نگرانی شخصیت‌ها و سکوت محیط، حضوری دائمی پیدا می‌کند. واکنش مردم به خطر و ترک روستا، خود به یکی از نشانه‌های قدرت تهدید تبدیل می‌شود.

    این انتخاب هوشمندانه باعث می‌شود فیلم به‌جای تکیه افراطی بر نمایش مستقیم جانور، ترس را در ذهن مخاطب شکل دهد. «سگ‌مار» به‌خوبی یادآوری می‌کند که گاهی ندیدن، ترسناک‌تر از دیدن است.

    قاب‌های باز و استفاده از چشم‌اندازهای بیابانی نیز کوچکی انسان را در برابر طبیعت و سرنوشت برجسته می‌کند. اعظم و مسیب در این قاب‌ها گاهی همچون دو نقطه کوچک در پهنه‌ای بی‌انتها به نظر می‌رسند؛ دو انسانی که هم باید با جانوری خطرناک مقابله کنند و هم با خاطره عشقی که هنوز به پایان نرسیده است.

    رابطه اعظم و مسیب؛ موتور دراماتیک فیلم

    رابطه اعظم و مسیب را باید یکی از مهم‌ترین نقاط قوت «سگ‌مار» دانست. این دو شخصیت صرفاً ابزارهایی برای پیشبرد داستان مارگیری نیستند، بلکه مرکز عاطفی و انسانی فیلم را شکل می‌دهند. چالش‌ها و بگومگوهای میان آن‌ها، اگرچه در ظاهر بخشی از همکاری اجباری‌شان برای مقابله با خطر است، در واقع بازتاب گذشته‌ای است که هنوز حل‌وفصل نشده است.

    فیلم از طریق گفت‌وگوهای کوتاه، مکث‌ها و واکنش‌های بدنی نشان می‌دهد که این دو نفر هنوز نسبت به یکدیگر بی‌تفاوت نیستند. اختلاف میان آن‌ها بیش از آن‌که نشانه پایان رابطه باشد، از زخمی حکایت دارد که فرصت ترمیم پیدا نکرده است.

    اعظم و مسیب نمی‌توانند به‌سادگی و به‌طور مستقیم درباره گذشته و احساسات خود صحبت کنند؛ بنابراین خشم، کنایه و سرزنش جای گفت‌وگوی صادقانه را می‌گیرد.

    این انتخاب، رابطه آن‌ها را باورپذیر می‌کند. عشق در «سگ‌مار» نه در قالب جملات پرطمطراق، بلکه در لحظه‌هایی کوچک دیده می‌شود: نگرانی برای دیگری، مراقبت هنگام خطر، شناخت عادت‌ها و ضعف‌های طرف مقابل و حتی عصبانیت‌هایی که ریشه در اهمیت داشتن او دارند.

    فیلم به‌خوبی نشان می‌دهد که گاهی آدم‌ها از کسی بیشتر دلخور می‌شوند که هنوز برایشان مهم است.

    بازی‌ها؛ واقع‌گرایی به‌جای اغراق

    بازی بازیگران، به‌ویژه در نقش اعظم و مسیب، از امتیازهای مهم فیلم است. شخصیت‌ها به‌جای آن‌که صرفاً تیپ‌هایی روستایی یا قهرمانانی ماجراجو باشند، آدم‌هایی با گذشته، خستگی، غرور و ترس‌های شخصی‌اند. بازی در چنین فضایی نیازمند کنترل و پرهیز از اغراق است و فیلم نیز تا حد زیادی به این اصل وفادار می‌ماند.

    اعظم شخصیتی محکم، مقاوم و کم‌حرف است؛ زنی که مهارتش در مارگیری فقط یک شغل نیست، بلکه بخشی از هویت و استقلال او به شمار می‌رود. در عین حال، پشت این ظاهر سخت، آسیب‌پذیری و خاطره‌ای عاطفی پنهان شده که فیلم به‌تدریج آن را آشکار می‌کند. اجرای چنین نقشی زمانی تأثیرگذارتر است که احساسات شخصیت از طریق نگاه و سکوت منتقل شود، نه صرفاً با دیالوگ.

    مسیب نیز در مرز میان سرسختی و درماندگی حرکت می‌کند. او شاید در ظاهر بخواهد نقش مردی مسلط و باتجربه را ایفا کند، اما حضور اعظم، گذشته مشترک و خطر پیش‌آمده، این تصویر را به چالش می‌کشد. تضاد میان ظاهر و لایه درونی شخصیت، امکان ارائه بازی ظریف‌تری را فراهم می‌کند و مانع از تبدیل مسیب به شخصیتی تک‌بعدی می‌شود.

    تعامل این دو بازیگر، به‌خصوص در صحنه‌های مشاجره و سکوت‌های پس از آن، به فیلم انرژی می‌دهد. بگومگوهایشان صرفاً برای ایجاد تنش نیست؛ در هر بحث، بخشی از رابطه گذشته و رنج پنهان آن‌ها نیز آشکار می‌شود.

    تعادل میان تعلیق بیرونی و کشمکش درونی

    کارگردانی «سگ‌مار» در ایجاد تعادل میان قصه بیرونی و کشمکش درونی شخصیت‌ها قابل توجه است. فیلم از یک سو باید تعلیق مربوط به جانور خطرناک و واکنش مردم روستا را حفظ کند و از سوی دیگر، رابطه اعظم و مسیب را به‌عنوان هسته اصلی روایت پیش ببرد.

    این دو خط داستانی در بهترین لحظه‌های فیلم به یکدیگر پیوند می‌خورند: هرچه شخصیت‌ها به جانور نزدیک‌تر می‌شوند، ناچارند به گذشته خود نیز نزدیک‌تر شوند.

    ریتم فیلم به‌جای آن‌که صرفاً بر حادثه و هیجان استوار باشد، از مکث و انتظار بهره می‌گیرد. این رویکرد با جغرافیای بیابانی و فضای کلی اثر همخوان است. در جهانی که اتفاق‌ها گاهی دیر رخ می‌دهند، اما اضطراب آن‌ها از مدت‌ها قبل آغاز شده، سکوت و تعلیق اهمیت زیادی پیدا می‌کند.

    البته چنین رویکردی ممکن است برای مخاطبانی که انتظار فیلمی پرحادثه و سریع دارند، در بخش‌هایی کند به نظر برسد. با این حال، این کندی در صورت حفظ دقت در میزانسن و پرهیز از تکرار می‌تواند بخشی از منطق جهان فیلم باشد. «سگ‌مار» بیش از آن‌که به دنبال نمایش چند حادثه پرهیجان باشد، تلاش می‌کند حس ناامنی و انتظار را در مخاطب تثبیت کند.

    عنوان «سگ‌مار» و ظرفیت نمادین آن

    عنوان «سگ‌مار» نیز ظرفیت نمادین قابل توجهی دارد. ترکیب نام این دو حیوان، نوعی ناهمگونی و تهدید را تداعی می‌کند؛ گویی فیلم از موجودی سخن می‌گوید که در مرز میان آشنا و ناشناخته قرار گرفته است.

    سگ می‌تواند یادآور امر اهلی، آشنا و نزدیک باشد و مار نمادی از خطر، غریزه و چیزی پنهان در زیر خاک. این دوگانگی در رابطه اعظم و مسیب نیز بازتاب پیدا می‌کند: دو نفری که زمانی برای یکدیگر آشنا و نزدیک بوده‌اند، اما اکنون در کنار هم نوعی تهدید عاطفی و بی‌اعتمادی را نیز تجربه می‌کنند.

    از این منظر، جانور خطرناک تنها یک موجود بیرونی نیست. این جانور می‌تواند نماینده ترس‌هایی باشد که در روستا انباشته شده‌اند و همچنین نمادی از گذشته‌ای که اعظم و مسیب تصور می‌کردند پشت سر گذاشته‌اند. خطر واقعی شاید فقط در بیابان پنهان نشده باشد؛ بخشی از آن در حافظه و روابط آدم‌هاست.

    نقطه‌ضعف فیلم؛ کمبود جزئیات حرفه‌ای در مارگیری

    در کنار نقاط قوت، «سگ‌مار» از برخی ضعف‌ها نیز رنج می‌برد. یکی از مواردی که می‌توان به‌عنوان ایرادی اساسی مطرح کرد، انفعال اعظم و مسیب در طراحی و اجرای روش‌های حرفه‌ای برای به دام انداختن جانور است.

    این‌که در چند نما طعمه‌گذاری با مرغ و دانه را ببینیم و در ادامه، بخش عمده تلاش شخصیت‌ها برای گرفتن سگ‌مار به استفاده از یک چوب محدود شود، از باورپذیری تصویر این حرفه می‌کاهد.

    انتظار می‌رفت با تکیه بر تحقیق میدانی و پژوهش درباره شیوه‌های واقعی کار مارگیرها، فنون و ابتکارهای کمتر دیده‌شده‌تری وارد قصه شود. چنین جزئیاتی می‌توانست هم جذابیت موقعیت‌های داستانی را افزایش دهد و هم شخصیت‌های اصلی را در مقام متخصصانی ماهر و باتجربه، باورپذیرتر کند.

    این کمبود از آن جهت اهمیت دارد که حرفه مارگیری در فیلم صرفاً یک شغل فرعی نیست؛ بخش مهمی از هویت شخصیت‌ها و عامل اصلی کنار هم قرار گرفتن دوباره آن‌هاست. بنابراین، پرداخت دقیق‌تر به جزئیات این حرفه می‌توانست پیوند میان قصه بیرونی و شخصیت‌پردازی را محکم‌تر کند.

    جمع‌بندی؛ مواجهه با طبیعت و گذشته

    «سگ‌مار» فیلمی درباره مواجهه است؛ مواجهه انسان با طبیعت، جامعه با ترس و دو عاشق قدیمی با گذشته‌ای که هنوز تمام نشده است. فیلم با تکیه بر فضای بکر و خشن بیابان، بازی‌های کنترل‌شده و رابطه‌ای پرتنش و باورپذیر میان اعظم و مسیب، تلاش می‌کند از دل قصه‌ای بومی و ظاهراً ساده، روایتی چندلایه بسازد.

    ارزش فیلم در این است که خطر بیرونی را بهانه‌ای برای بررسی روابط انسانی می‌کند. مارگیری در اینجا فقط یک مهارت یا شغل نیست؛ استعاره‌ای است از تلاش برای گرفتن، مهار کردن و از میان برداشتن چیزی که مدام از دست می‌گریزد.

    اعظم و مسیب در ظاهر به دنبال جانوری خطرناک‌اند، اما در حقیقت باید با ترس، غرور و عشقی روبه‌رو شوند که سال‌ها در وجودشان باقی مانده است.

    در نهایت، «سگ‌مار» در بهترین لحظه‌هایش نشان می‌دهد که سینمای هنر و تجربه می‌تواند از دل موقعیتی بومی و محدود، جهانی انسانی و قابل لمس بسازد؛ جهانی که در آن بیابان، سکوت، عشق و ترس به یکدیگر گره می‌خورند و هر مار، پیش از آن‌که در بیرون دیده شود، در درون آدم‌ها حرکت می‌کند.

     

    اشتراک‌گذاری خبر:
    📝 ارسال نظر